ابراهيم اصلاح عربانى
284
كتاب گيلان ( فارسى )
مىپرداختند و اندكاندك با فنون كوزهگرى و بافتنى آشنائى حاصل كردند . آنچه مسلم است در آغاز هزارهء چهارم پيش از ميلاد گيلان محل استقرار و سكونت انسانهائى بوده كه به كارهاى كشاورزى و دامدارى اشتغال داشتهاند . در مورد استقرار انسان در كرانههاى خزر از جمله گيلان اظهار نظرهاى مختلفى توسط محققان و پژوهشگران اروپائى و آمريكائى شده است . برخى از آنها نظير آرنولد ويلسون خاطرنشان ساختهاند كه ساكنان اوليهء ايران در گيلان و طبرستان استقرار يافتهاند . بعضى ديگر با توجه به نشانههائى كه از آثار آبهاى خزر بر روى كوهها باقى است بر اين اعتقادند كه خشك شدن درياى داخلى بين هفده تا پانزده هزار سال قبل بوده و سرزمين گيلان و نواحى بسيارى از كرانههاى خزر پس از آن زمان مسكونى شده است . تنى چند از محققان از جمله هنرى فيلد اظهار نظر كردهاند كه احتمالا گيلان و مازندران در هزاران سال قبل محل سكونت افراد نژاد سومرى بوده است . استرابن جغرافيادان دورههاى كهن ، كنارههاى درياى خزر را وطن اصلى كاسيها مىداند و راه حركت آنها را از كرانههاى خزر تا غرب زاگرس نشان مىدهد . گروهى از مورخان يونانى در بحث از گلهاى ساكن كرانههاى خزر محل استقرار آنها را مناطقى معرفى كردهاند كه هماكنون در دست گيلانيهاست . پلين نويسندهء قرن اول ميلادى بر اين اعتقاد است كه گلها همان كادوسيانند . بارتولد مستشرق معروف روسى در كتاب « جغرافياى تاريخى ايران » مىنويسد كه در عهد قديم سكنهء گيلان را كادوسيان تشكيل مىدادند . همين قوم يا گروهى از آنان را گيل هم مىناميدند و ولايت گيلان نام خود را از اسم قوم مزبور دارد . وى اضافه مىكند : در شرق اين سامان ماردان يا اماردان سكونت داشتهاند و سفيدرود به نام آنها آمارد ناميده شده است . بسيارى از مورخان يونان قديم نيز كادوسيها را از بوميان ايران دانسته مىگويند اين قوم قبل از عزيمت آريائيها به ايران در گيلان و نواحى شمال شرقى آذربايجان استقرار يافته بودند . برخى از محققان همانطوركه مشير الدوله پيرنيا در كتاب « تاريخ ايران باستان » اشاره كرده كادوسيان را نياكان تالشيها مىدانند و مىگويند كادوس مصحف تالوش است كه بعدها به صورت تالش درآمده است . از اظهار نظرها و بحثهائى كه تاكنون در اين زمينه به عمل آمده چنين استنباط مىشود كه در اوائل هزارهء دوم قبل از ميلاد كه كاسيها و ديگر ساكنان كرانههاى خزر براى دست يافتن به اراضى وسيعتر از تنگناى كوه البرز خارج شده به اطراف رهسپار شدند اقوام و قبايل مستقر در مناطق شمالى نيز كه به چراگاههاى مناسب نياز داشتند از مواضع خود حركت كرده به سواحل خزر رسيدند . آريائيها يك گروه بزرگ نژادى از اين قبايل بودند . در اثر اينگونه مهاجرتها گروههاى مختلف قومى در يكديگر ادغام شدند و اقوام و قبايل مختلف از جمله قوم گيل و ديلم را به وجود آوردند . گيلها در نقاطى كه بعدها به صورت شهر رشت و لاهيجان درآمد سكنا داشتند و ديلميان در كوهسارهاى جنوبى آن ولايت استقرار يافته بودند . اين دو تيره از يك ريشه و نژاد بودند . در آن زمان سرزمينهاى محل سكونت اين دو تيره را ديلمان يا ديلمستان مىناميدند ، اما چند قرن بعد گيلان شهرت زيادترى پيدا كرد و سراسر ولايت به اين نام معروف شد . 2 - 1 در دورههاى باستانى گيلان در دورههاى باستانى سرزمينى آباد و تا حدودى داراى استقلال بوده و بعد از اسلام نيز تا مدتهاى طولانى استقلال خود را حفظ كرده است . بدون ترديد در اين سرزمين معمور و آباد كه از آزادى و استقلال نيز بهرهمند بوده مردمان بسيار گرد آمده بودند . گرچه طى اين دورهها در مورد تعداد ساكنان گيلان و جمعيت آن هيچ عدد و رقمى وجود ندارد ، ولى شواهد تاريخى از انبوه جمعيت در اين سرزمين حكايت مىكند . نويسندگان و مورخان عهد باستان نوشتهاند كه در دورهء سلطنت آرتهيس يكى از پادشاهان سلسلهء ماد جنگ بزرگى بين مادها و كادوسيها درگرفت . شاه در رأس لشكرى عظيم مركب از 800000 سرباز به جنگ كادوسيان شتافت ؛ 200000 مرد كادوسى تنگى را اشغال كرده لشكر شاه ماد را شكست دادند . دياكونوف مورخ معاصر روس و نويسندهء « تاريخ ماد » مىنويسد كه پادشاهى ماد از عهدهء مطيع ساختن كادوسيان برنيامد . اين خود نشان مىدهد كه سرزمين كادوسيها جمعيتى انبوه و مردان جنگى بسيار داشته كه با پادشاهى ماد به جنگ و ستيز و مقابله برمىخاسته است . در اسناد تاريخى اشارات ديگرى وجود دارد كه مؤيد اين نظر است . به عنوان مثال تقاضاى كورش را از گيلها براى اتحاد با آنان و نيز لشكركشيهاى اردشير دوم و اردشير سوم را به سرزمين آنان و عدم موفقيت اين پادشاهان را در جنگ با كادوسيان مىتوان ذكر كرد . الكساندر خودزكو در اثر خود با عنوان « سرزمين گيلان » به نقل از مورخان باستانى نوشته است كه گلها يا گيلها از اطاعت پادشاهان ماد سرپيچى مىكردند . كورش اتحاد با آنان را طلب كرد و گيلها لشكرى متشكل از 20000 پياده و 4000 سوار به كمك او فرستادند تا در محاصره بابل او را يارى كنند . همين نويسنده از قول پلوتارك مورخ يونان باستان مىنويسد : يكى از جانشينان خشايار شاه موسوم به اردشير در رأس ارتشى مركب از 300000 مرد جنگى و قريب 10000 سوار به عزم تسخير گيلان رهسپار مىشود . گيلان در اين هنگام داراى دو پادشاه بود كه در دو اردوگاه جداگانه به سر مىبردند . دياكونوف مىنويسد : داريوش سوم پس از آنكه تمام لشكريانش را از دست داد اميد خويش را به كادوسيان بسته بود . گرچه كادوسيان او را يارى نكردند ، ولى همين چشمداشت نشان مىدهد كه كادوسيان لشكريان نيرومند و قابل اعتمادى بودهاند . تئودور نولدكه مؤلف « تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان » مىنويسد : « ساكنان ناآرام ديلم كه در قسمت غربى كوهستانهاى جنوبى بحر خزر زندگى مىكردند به همان اندازه از ساسانيان سرپيچى مىكردند كه كادوسيان ساكن آن ناحيه در زمان هخامنشيان از اين خاندان نافرمانى داشتند . » نولدكه همچنين تأييد مىكند كه « گيلها بر شاپور دوم پادشاه مقتدر ساسانى پيروز شدند . » ابن اثير مورخ مشهور و مؤلف « تاريخ الكامل » مىنويسد در زمان سلطنت بهرام گور پادشاه ساسانى يكى از سران ديلم با لشكرى انبوه به رى حمله كرد و بهرام گور ، مرزبان را با لشكرى عظيم براى مقابله با او اعزام داشت .